چگونه دریبل به تاثیرگذارترین پلتفرم برای طراحان تبدیل شد

چگونه دریبل به تاثیرگذارترین پلتفرم برای طراحان گرافیک تبدیل شد

دریبل (Dribbble)؛ در حال حاضر یکی از معروف ترین و شلوغ ترین اجتماع های آنلاین برای طراحان و هنرمندان وب است. این سرویس برای ارائه و نمایش خلاصه‌ی تاثیر گذار ترین مراحل خلاقیت و دیزاین تشکیل شده، از پیدا کردن سریع منابع جدید برای الهام گرفتن، درخواست نظر و فیدبک از طراحان همکار و نیم نگاهی به دیزاین های پروژه های پیش رو از طرف همتایان طراحان!

دیزاین برای هر استارت آپ نو پا یا در حال توسعه ای یک مزیت برای پیشرفت محسوب می شود. هنگامی که ایده اصلی و هسته مرکزی هر تفکر تجاری باید اولویت هایشان را مشخص کنند، محصولات و خدمات که تجربه کاربری خوب و رابط زیبایی را در اختیار کاربرانشان می گذارند، همیشه تقاضا برایشان رو به رشد بوده، هست و خواهد بود.

در ادامه با ما همراه باشید.

بخواهیم دقیق نگاه کنیم، ایده اصلی دریبل چیز جدیدی نیست. دوینت‌آرت که در سال ۲۰۰۰ لانچ شد یکی از بزرگترین جامعه هنرمندان و علاقه مندان این رشته  را داراست. بیهنس نیز، در سال ۲۰۰۹ با هدف آپلود، نمایش و تبلیغ کارهای خلاقان و هنرمندان خلق شد.

دریبل در ابتدا خیلی آرام بنظر می رسید، اما در حال حاضر در صحنه های طراحی بین المللی در جهان بسیار بسیار تاثیر گذار است. و حتی وقتی که بنظر می رسید فوران کاربران و کارها در دریبل از ناکجا آباد آمده! (یعنی هیچکس نمی فهمید که این تعداد آرت و کاربر از کجاست و چطور!) ، واقعیت این بود که یک سری برنامه ریزی های بسیار حساس و دقیق دست به دست هم داده اند که یکی از تاریخی ترین داستان های موفقیت تا به امروز را شکل دهند.

تصویر از thenextweb

بیایید یک دست بزنیم!

(استعاره از دریبل در بازی بسکتبال که برند دریبل روی آن استوار است)

اگر بخواهیم به عنوان یک بیننده نگاه کنیم، طراحی گرافیک و بسکتبال یک مقداری شبیه هم هستند. بازی در یک محوطه بیرونی یا یک سالن سرپوشیده صورت می پذیرفت ، که شامل انبوهی از حرکات فیزیکی بود ؛ که همه اینها برای میلیون های طرفدار در داخل یا خارج از ایالات متحده در تلویزیون پخش می شد.

در آن سو، طراح اغلباً یک میز تحریر نیاز دارد، مقداری کاغذ و وسایل مختلف طراحی. یا اینکه ساعت ها رو به روی یک مک وقت صرف می کند که معمولا یک نسخه فتوشاپ یا ایلاستریتور روی آن اجرا شده یا حداقل در اون گوشه های مک وول می خورد! خب طبعاً این یک ورزش پر طرفدار نیست. حداقل نه تا وقتی که پروژه به هر صورت تمام شود. البته که طراح یک بخش اختصاصی هم در نیویورک تایمز ندارد که هر روز درباره کارهایش بنویسد! (منظور بخش های اختصاصی است که تیم های بسکتبال در نیویورک تایمز دارند).

تا کنون که دریبل تماماً شبیه بسکتبال است. تصاویر، «شات» نامیده می شوند، گروهی از تصاویر که توسط کاربران انتخاب شده اند «باکت» نامیده می شوند و آپلود های اخیر «دیبات» نامیده می شوند. در جهان دریبل ریتوییت یا ری‌پست وجود ندارند. به جای آنها چیزی وجود دارد به نام «ریباند»، که بیشتر مفهم پاسخ (reply) می دهند. که کاربران این ریباند ها را تا جایی که به «پلی آف» ها (یک بخش پر بیننده برای پر طرفدار ترین پروژه ها) برسند، ادامه می دهند.

نام دریبل از دو استعاره “ایده های قَدَر” و “نفوذ کارها” می آید. دن سیدرهولم (از بنیانگذاران دریبل). همچنین ادامه میدهد که ما یک مقداری “b” به نام اضافه کردیم چون دامنه آن خالی نبود! 🙂

بعد ها، اصرار زیادی نبود که برند روی یک استعاره ورزشی ریشه دار شود، اما هنگامی که داشتیم این تجربه را خلق می کردیم همه چیز سر جای درست قرار گرفت. خیلی از قوانین بسکتبال در دنیای ما جواب می دادند!

لفاظی ها و واژه پردازی ها یک منبع قوی و موثق برای نام و توپ بسکتبال صورتی برندمان بود. اینها بشدت جذاب بودند و برای کاربران جدید و آینده نگر مان یک محصول خاطره انگیز را تداعی می کردند. این تاثیرات جانبی ناخودآگاه (یا شاید هم خود آگاه) برند که بسیار هم گسترده بودند، صحبت درباره دریبل را بسیار راحت می کردند.

Dribble co-founders Dan Cederholm and Rich Thornett [Photo credit: Samuel Fine]

 کیفیت؛ در راس امور

می تونم اولین باری که خیلی واضح درباره دریبل صحبت کردم رو بخاطر بیارم. یکی از هم خانه های من در دانشگاه یک طراح گرافیک بود که واقعا روی این ایده که تبدیل به یک بازیکن شود قفل کرده بود!

چند سالی از فعالیت دریبل می گذرد و هنوز آپلود «شات» در دریبل با دعوت نامه امکان پذیر است. تعداد محدودی دعوت نامه به صورت تصادفی به کاربران اعطا می شود که تعداد طراحانی که بازیکن هستند یا منتظر دعوت اند را کنترل می کند.

دریبل خیلی سریع تبدیل به معادل وبیِ یک آکادمی تیم بسکتبال شد.  همه می خواهند جزئی از آن بشوند. یک جای مرسوم برای دیده شدن. به نظر می رسید که دریبل فقط بهترین طراحان را قبول می کند که با خود توجه و احترام به ارمغان می آورند.

خیلی سریع میزان احاطه و اعتیادی که دریبل برای کاربران ارمغان می آورد افزایش یافت، حتی با وجود این مسئله که بنظر می رسید دریبل کمتر از رقبا هوای کاربر را دارد اما روز به روز به تعداد علاقه مندانش افزوده می شد.

سیدرهولم افزود: «دلیل اصلی که ما دریبل را به صورت دعوت نامه ای نگه داشتیم این بود که بتوانیم توازن توجیه پذیری را در پیشنهاد های کاری که کاربران می دهند برقرار کنیم». این مزیت می توانست برای پیمانکاران وقتی در این سایت دنبال طراح می گردند تا به آن پیشنهاد شغلی دهد این ضمانت را با خود به ارمغان می آورد که مطمئن باشند در بین بهترین طراح ها در حال جستجو هستند. همچنین گفت: «ما این شانس را داشتیم که خیلی از پتانسیل ها را دم در منتظر داشته باشم، دقیقا وقتی که درآمد نقطه تمرکزمان بود، دعوت نامه ها این را تضمین می کردند که خیلی آرام رشد کنیم در حالی که نگران خیلی چیز های دیگر بودیم. مثل ساختن یک زندگی جدید…».

دریبل از قبل مقداری باز تر شده، اما برای قرار دادن کار ها در آن همچنان به تایید شخص دیگری نیاز هست. گرچه این مسئله خیلی اهمیت ندارد. چرا که نه تنها کیفیت دریبل و محتوای آنرا بشدت بالا نگه می داشت بلکه آنرا به خانه برای با استعداد ترین و جذاب ترین دیزاینر ها تبدیل می کرد.

نگاهی به تجربه کاربری در دریبل

پینترست، یک شبکه اجتماعی است که به کاربران اجازه می دهد تصاویر مورد علاقه شان را منتشر کنند (با عبارتی به نام پین – که استعاره از سوزن هایی که عکس های مورد علاقه مان را با آن به دیوار اتاق یا محل کارمان می چسبانیم). این پلتفرم به این دلیل رشد کرد و به محبوبیت رسید که خیلی موفق ساختار مجلات گلاسه‌ای که در صنایع مد و یا طراحی داخلی هستند و ما دیوارهایمان را با آنها تزئین می‌کنیم را شبیه سازی کرد.

طراحی گرافیک نیز فضای مشابهی دارد. قبلاً مجلاتی مثل Creative Review یا Thick بطور اختصاصی پل رابطی بودند میان میز هایی که طراحان در کافه ها پشت آن می نشینند و موقعیت هایشان در آژانس های تبلیغاتی. این مجلات محلی بودند برای اینکه طراحان بتوانند از آنها الهام گرفته و کارهای با استاندارد های بسیار بالا برای ناشران خلق کنند.

دریبل نیز همانند پینترست است. فقط با این تفاوت که به طرز باورنکردنی کیفیت بالای پرژه ها طراحی شده را جایگذین کمیت کرده و صد البته با ظاهری ساده و جذاب. رابط کاربری دریبل بیشتر از پالت رنگی طوسی و مشکی استفاده کرده، البته با رگه هایی از صورتی که در لوگوی برند نمود پیدا می کند.  پروژه ها (شات ها) به خودی خود در مرکز توجه قرار دارند، و البته نا گفته نماند که فضای بسیار کافی و زیادی برای قرار گرفتن بازخورد ها و نظرات و تعداد لایک ها و انتشار هر کار در نظر گرفته شده است.

نمایی از فضای صفحات داخلی دریبل

همچنین فضا کوچکی وجود دارد تا نشان دهد چه رنگهایی در این کار استفاده شده است. که طراحان همکار می توانند دقیقا همان فضای رنگی را رعایت کرده و از این پالت ها در کارهای خودشان استفاده کنند.

با کلیک بر روی الحاقیه های که به شات ها پیوست شده، تصاویر در محیطی نمایش داده می شوند که حس همان رابط سنتی دریبل را القا می کند یک نوار در بالای آن که خیلی خلاصه اطلاعات اولیه و لازم کار را ارائه می دهد. فلیکر نیز تقریباً لی اوت مشابهی را پیاده کرده است (هنگامی که می خواهید اندازه‌های موجود عکس را مشاهده کنید). که صد البته دریبل نسخه بشدت بی عیب و نقص خودش را پیاده کرده.

سیدرهولم در این باره توضیح می دهد: «اولویت اول همیشه برای ما فیچر کردن کار و طراح بود». و در ادامه می گوید: «ما عمداً رابط را لخت نگه داشتیم(مونوکروم، با تایپ‌فیس هلوتیکا و گلیف های ساده)، که باعث می شد تنوع در کارها دیده شود و خود کارها زیر سایه شلوغ کاری های برند نباشد».

«با گذشت زمان، ما قابلیت های متنوع و زیادی به پلتفرم اضافه کردیم که کاربر می تواند برای هر فعالیتی در اجتماع دریبل یکی از آنها را انتخاب کند. مثلا ریباند، که در واقع چیزی شبیه به این بود که کسی بخواهد کاری را در کامنت خود اضافه کند. برای این ما تجربه مشابهی را خلق کردیم با رابطی جدید که کاربر راحت متوجه شود که چه خبر است!» .

فارق از همه چیزهایی که ممکن بود حواس کاربر را پرت کند، برای بازیکن ها تضمین می کردیم کارهایشان به بهترین نحو ممکن نمایش داده خواهد شد. نتیجه نهایی؛ پلتفرمی بود که به سادگی تمام جذابیت ها برای تشویق به جستجوی بیشتر برای کاربران را به زیبایی فراهم می کرد.

سخت کار کردن؛ فقط برای پول!

سخت… خیلی سخت. خیلی از بازار های غربی همچنان با بحران اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند، که این مسئله باعث می شود که فشار اقتصادی یکسانی به تجارت های کوچک، متوسط و بزرگ وارد شود. آژانس های تبلیغاتی و طراحی دنبال چیزی میگردند که بتوانند با کمترین هزینه های ممکن کارهای خود را انجام دهند. بخاطر این که دستمزدی که مشتریان می خواهند برای کارهای خودشان پرداخت کنند، روز به روز کمتر از قبل می شود.

نتیجتاً، طراحان گرافیک، بخصوص فری لنسر ها، دنبال کارها و موقیت های جدید می گردند. و مشتریان جدید و موقیت های جدید به معنای درآمد بیشتر است. یک حساب کتاب ساده.

دریبل پس از آن خیلی معقول شروع کرد به ساختن بخشی برای اشتغال، تا هر کاربری بتواند موقعیت شغلی جدیدش را ایجاد کند. این فقط یک منبع بود که لیستی از موقعیت ها را ایجاد می کرد و خیلی ساده کار می کرد، ولی بشدت کار راه انداز بود و خیلی سریع به منبعی قابل اعتماد برای کسب و کار طراحان تبدیل شد.

سیدرهولم می گوید: «وقتی شروع به کار کردیم این بخش موقعیت های شغلی را نداشتیم. اما بجایش تبلیغاتمان را می فروختیم». «شرکت ها و آژانس ها موقعیت های شغلی شان را در بنر های ما تبلیغ می کردند. دیگران هم توانایی هایشان را. خیلی سریع فهمیدیم که یک بخش اختصاصی برای این کار باید راه اندازی کنیم که همه بتوانند از میان استعداد هایی که هر روز در دریبل پرسه می زنند طراح مورد نظرشان را فرا بخوانند!».

«اتفاقی که افتاد این بود:‌ تعداد زیادی درخواست شغلی و استخدام در دریبل صورت گرفت که می توانست به ما کمک کند که امکانات بهتری فراهم کنیم برای طراحانی که دنبال موقعیت شغلی هستند و آژانس هایی که بدنبال طراح می گردند.»

دیزاین، همیشه خیلی مهم نبود

استاندارد ها برای آن چه که به آن طرح خوب اتلاق می شد روز به روز در حال توسعه بود. این بخشی از دلیلی بود که چند وقت قبل  اپل از iOS 7 پرده برداری کرد و باعث ایجاد تحرکاتی در طراحان و اجتماع ما شد. (وقتی اپل از این نسخه در سال ۲۰۱۳ پرده برداری کرد اعلام کرد که بزرگترین تحول در تجربه و رابط کاربری iOS تا کنون است.)

دریبل، پتانسیل آنرا داشت که در راس مسائل این تغییر باشد. در واقع دریبل برای طراحان یک محیطی را فراهم می کرد تا کارهای خود را بهبود ببخشند و در نهایت توسط استارت‌آپ بزرگ بعدی به کار گرفته شوند.

کاربران مانند قبل درحال توسعه تغییر و تحولاتی بودند که آنها را به اپلیکیشن هایی که در حال توسعه برای iOS 7 بود پیشنهاد می دادند (حتی گاهی اوقات آن را به خود پلتفرم iOS پیشنهاد می دادند.) که این قضیه فقط به بالا نگه داشتن کیفیت کارهایی که در دریبل آپلود می شوند کمک می کرد.

سیدرهولم می گوید: «تفاوت در اینجا بود که الآن افراد (بدرستی) توجه بیشتری به آن می کردند و آنها نیز تشخیص داده بودند که این مسائل مهم هستند». «ما می دیدیم که شرکت های بزرگ روی دیزاین های جدید سرمایه گذاری می کردند چون می دانستند تنها چیزی یک محصول موفق را از بقیه متمایز می کند تجربه کاربری است.»

«این یک موقعیت هیجان انگیز بود برای اینکه تبدیل به یک طراح شوید. ما می دیدیم که تعداد استارت آپ هایی که توسط یک طراح ایجاد شده روز به روز در حال افزایش است. دقیقا جایی که دیزاین عامل پیش برنده یک محصول بود و چیزی که تعیین می کند آن محصول چگونه فهمیده شود. این مسئله نیز حائز اهمیت بود که الان دیزاین مبحثی نیست که بعد از ایجاد یک محصول بگویند: حالا قشنگش کن! بلکه مبحثی است که در مراحل تفکر کانسپت یک ایده خوب دیده می شود. شرکت های موفق این را فهمیده بودند و این تنها دلیلی بود که کسب و کار ها بیش از پیش روی دیزاین سرمایه گذاری می کنند.»

خب، حالا آینده دریبل چیست؟

دریبل، بصورت خیلی حسادت برانگیزی جای پای خود را در پلتفرم های آنلاین محکم کرده، برای انتشار و اکتشاف چیزی هایی که محصول را به موفقیت می رسانند؛ یعنی دیزاین. چند وقت پیش این پلتفرم داشت روی قابلیت جدیدی بنام تیم کار می کرد. که در حال حاضر به سازمان ها اجازه می دهد پروفایلی برای خودشان ایجاد کنند و طراحان را در آن جمع کنند. طراحان نیز می توانند شات های خود را در یک صفحه مجتمع آپلود کنند، که دقیقا مثل آن است که کار ها را در پروفایل خودشان انجام می دهند.

سیدرهولم می گوید: «تیم های همچنین می توانند موقعیت های شغلی خود را در صفحه خودشان ایجاد کنند.» همچنین ادامه می دهد: «مجددا این یک قابلیت بود که از مشاهدات ما ناشی شد که افراد بیشتر از دریبل چگونه استفاده می کنند. شرکت ها و آژانس ها پروفایل خودشان را ایجاد می کنند، که این پروفایل های جدای پروفایل های شخصی است که طراحان ایجاد می کنند.»

همچنین اضافه می کند: «ما فکر می کنیم که تیم ها ارتباط میان کارفرمایان و استعداد ها را تقویت می کند. که ما واقعا درباره آن هیجان زده هستیم.»

به نظر می رسد تیم ها می تواند رابطه معقولی را فی ما بین کسب کارهای بزرگ و درآمد دریبل ایجاد کند. بدون در نظر گرفتن فردا. بنظر می رسد که پلتفرم متاسفانه در حال از دست دادن وضعیت خود در قالب یک اجتماع برای صنعت طراحی حرفه ایست ولی خب ناگفته نماند که دریبل خودش را به عنوان یک حرکت بسیار بزرگ در این صنعت ثابت کرده و جمله قبلی فقط یک سخت گیری بود!

در پایان باید باید تشکر کنم از وقتی که برای خواندن این مطلب گذاشتید. و امیدوارم که مفید بوده باشه. این مقاله در تاریخ ۱۲ مرداد ماه ۱۳۹۲ در بلاگ thenexweb به این آدرس منتشر شد. نویسنده؛ آقای نیک سامرز هستند که توییتر، لینکداین و گوگل پلاس ایشون رو می تونید ملاحضه بفرمایید.